تبليغاتX
آرشیوداری شنيداري، دیداری و اطلاع رساني - رويكرد تحليل حوزه اي بيرگر يورلند Domain analysis

آرشیوداری شنيداري، دیداری و اطلاع رساني

نگارش و ارائه مقالات‏، اخبار، و پژوهش هاي جديد در حوزه آرشیو داری شنيداري- ديداري و اطلاع رساني

رويكرد تحليل حوزه اي بيرگر يورلند Domain analysis

مسائل

1- آيا مسائل اولويت بندي شده اند. ما فرضيه هايمان را مطابق علوم بزرگتر ترسيم مي كنيم. آن فرضيه ها بدرستي عمل نمي كنند.

2- اكثريت دانشمندان بااصطلاح اطلاعات، واقعا محقق و يا دانشمند نيستند، بلكه افرادي هستند كه با تكنولوژي اطلاعات يا مسائل كاربردي كار مي كنند، بلند همت نيستند، توجهي به قاعده مند كردن اصول تئوريك ندارند و دنبال تصديق هاي تجربي براي تصميمات خود نيستند.

3- شناخت گرايان منتقل كننده نيستند

نفوذ شناخت گرايان در پژوهش هاي جستجو، ارائه و بازيابي اطلاعات منجر به توليد نتايج اندكي شده است. چارچوبها معمولا غير قابل تجزيه اند.

 بازنمون مسئله

 در علم اطلاع رساني به چشم اندازي كل نگر نياز داريم.

 راه حل

1- توسعه حوزه معرفت شناختي در علم اطلاع رساني

2- بكار گيري معرفت شناختي خاص علم اطلاع رساني: ديدگاه شناختي- اجتماعي

3- جايگاه علم اطلاع رساني در حوزه هاي دانش

گويا بهترين راه براي درك اطلاعات در علم اطلاع رساني، مطالعه حوزه هاي دانش، يا اجتماعات بحث است كه هر كدام بخش هايي از تقسيم كار جوامع محسوب مي شوند.

 الف- معرفت شناسي

علم اطلاع رساني بايد مطالعات فلسفي و تئوريك را جدي بگيرد.

پيش فرض هاي فلسفي روشن هميشه در پس رفتار توليدكنندگان، استفاده كنندگان، ميانجي ها و توسعه دهندگان نظام ها وجود دارد. اين نوع تئوري بسيار عميق است.

علم اطلاع رساني بايد در متن تاريخي، اجتماعي و فرهنگي، فرضيه هاي بوم شناختي، كل نگر و ذهني را بيشتر گسترش دهد.

علم اطلاع رساني صرفا به فرضيه هاي عمومي درباره اهميت دانش نياز ندارد، بلكه نيازمند توليد فرضيه هايي مرتبط با حوزه هاي دانش است.

 ب- ديدگاه اجتماعي- شناختي (پاراديم فعال حوزه)

- حوزه ها/ اجتماعات بحث بخشي از تقسيم كار جوامع محسوب مي شود.

- دانش از حيث تاريخي، فرهنگي و اجتماعي معين و مشخص است.

- بر اساس فرضيه فعاليت قرار دارد.

- نيازهاي اطلاعاتي در سطحي اجتماعي وجود دارند و نه صرفا در ذهن اشخاص.

- به دنبال شناختي منحصر بفرد است، و نه فهمي مجزا.

- مسئله اصلي نظامهاي اطلاعاتي، انعكاس حوزه است و نه بهره گيران خاص.

- با مدلهاي ذهني سروكار ندارد، بلكه با دانش، (پيش) فهميدن، فرضيه ها، پارادايم ها و معرفت شناسي ها سروكار دارد.

- تمايل نظريه شناختي وارونه است. آن از بيرون به درون نگريستن است و نه از درون به بيرون نگاه كردن.

 پ- تحليل حوزه اي دانش

ما بطور ويژه با اجتماعات مباحثه سرو كار داريم. اين حوزه ها ويژگي هاي خاص خود را دارند- فلسفه، زبان، الگوهاي ارتباطي، تاريخ و جزء آن. علوم كتابداري و اطلاع رساني بايد اين حوزه ها و روابط آنها را به دقت بشناسد.

- سازماندهي دانش، نيازهاي اطلاعاتي، زيرساخت اطلاعاتي، جستجو و معيار ربط با فعاليتهايي كه  جوامع بشري انجام مي دهند، پيوند خورده است.

پرسش اساسي چگونگي ارزيابي حوزه هاي دانش متخصصان موضوعي است.

- طراحي رده بندي، تحليل هاي موضوعي و بازيابي اطلاعات بايد به اين حوزه هاي بحث خدمت كند. هر گونه تلاش در زمينه نظامهاي ساختگي جهاني براي افراد يا نظامي متمايز براي هر فرد را به فراموشي بسپاريد.

 


تئوري فعاليت

فرد بازيگري است كه دانش خويش از وقايع، ارزش ها و رويه ها را بواسطه تعامل دائمي و مشاركتش با دنياي بيرون مي سازد. دانش هم صريح است (مي تواند از طريق زباني انتقال يابد) و هم ضمني است (يعني مي تواند با فعاليتهايي خاص تلفيق گردد)

 

ادامه دارد........

يورلند (2002) صلاحيت خاص متخصصان كتابداري و اطلاع رساني و متخصصان اطلاعات را از ديدگاه تحليل حوزه اي توصيف مي كند. علم اطلاع رساني خارج از كتابداري و سند داري رشد كرد (Williams, 1997)، و تلويحا در سنت خويش بر دانش موضوعي تمركز كرده است. 11 رويكرد خاص به تحليل حوزه اي كه هر كدام توانمندي خاصي از متخصصان اطلاعاتي را تعريف مي كند، عبارتند از:

1- توليد و ارزيابي راهنماهاي متون و بزرگراههاي موضوعي

2- توليد و ارزيابي اصطلاحنامه ها و رده بندي هاي تخصصي

3- پژوهش درباره توانايي هاي نمايه سازي و بازيابي اطلاعات در حوزه هاي تخصصي

4- آگاهي نسبت به مطالعات تجربي كاربران در حوزه هاي موضوعي

5- توليد و تفسير مطالعات كتابسنجي

6- مطالعات تاريخي ساختارها و خدمات اطلاعاتي در حوزه ها

7- مطالعات اسنادي و طبقه اي در حوزه هاي دانش

8- مطالعات انتقادي و معرفت شناختي پارادايم هاي مختلف، پيش فرض ها و علائق در حوزه ها

9- آگاهي نسبت مطالعات اصطلاح شناختي، زبانها براي اهداف خاص (LSP) و تحليل هاي مباحثه اي در حوزه هاي دانش

10- آگاهي و مطالعه درباره ساختارها و سازمانهاي ارتباطات علمي و حرفه اي در هر حوزه

11-  آگاهي درباره روشها و نتايج حاصل از مطالعات تحليل حوزه اي در خصوص شناخت حرفه اي، بازنمون دانش در علوم رايانه و هوش مصنوعي.


+ نوشته شده در  87/02/08ساعت 15:21  توسط علی قدیمی  |