تبليغاتX
آرشیوداری شنيداري، دیداری و اطلاع رساني - ربط فلسفی در علم اطلاعات Philosophy's Relevance in Information Science

آرشیوداری شنيداري، دیداری و اطلاع رساني

نگارش و ارائه مقالات‏، اخبار، و پژوهش هاي جديد در حوزه آرشیو داری شنيداري- ديداري و اطلاع رساني

ربط فلسفی در علم اطلاعات Philosophy's Relevance in Information Science

1- هستی شناسی: شايد مهمترين حوزه  مورد بحث که وجه مشترک فلسفه و علم اطلاعات است، بحث پيرامون موضوع هستی شناسی است. در علم اطلاعات  و علم کامپيوتر، هستی شناسی ها ابزارهايي هستند که برای طبقه بندی، سازماندهی و ساختارمند کردن داده ها و اطلاعات بکار می روند. در متن فلسفه، همانطور که ارسطو بيان کرده، هستی شناسی يعنی نظريه تمام موجودات عالم و روابط بين آنها. اين دو رويکرد را تا چه درجه ای می توان با هم وفق داد؟ يا تا چه حدی بايد اين کار را کرد؟

2- فلسفه اطلاعات و پردازش: لوچيانو فلوريدی با معرفی کارهای پژوهشی خود در اين حوزه، در زمينه فلسفه پردازش و اطلاعات و يک نوع اخلاق خودمحور، بر اساس مفهوم "فضای اطلاعاتی"  صحبت خواهد کرد. همانطور که ارسطو در متافيزيک خود خاطر نشان کرده، اطلاعات می تواند به طرق گوناگونی درک شود، درست همانند درکی که از "هستی" وجود دارد. پيامدهای گسترده حاصل از اين مفهوم، صرفا عقيده ما را از "هستی همانگونه که شکل گرفته" تغيير نمی دهد،  بلکه نسبت به دريافت کننده عمل نيز تغيير می يابد.

3- پيچيدگی و نظريه نظام: انسانها پيچيده و گاهی اوقات موجودات پيچيده صرف نيستند؛ بلکه آنها نظامهای پيچيده ای نيز هستند. پس نظام چيست؟ اگر ما واژه "نظام" را بکار می بريم، احتمالا به موجوديت هايي چون نظام منظومه شمسی، ، اکوسيستم يا يک نظام رايانه ای فکر می کنيم. همه اين نظامها يک وجه مشترک دارند و آن سطحی مسلم از پيچيدگی است. اين سطوح پيچيدگی از ساده (در ظاهر) تا فراتر از فهم و درک ما متفاوت است.

4-   اطلاعات- محاسبه شدگی: مفهمومی علمی است مبنی بر اين عقيده که جهان مادی را اگر به مثابه فرايندی حساب شده که ساختاری اطلاعاتی دارد در نظر بگيريم، آنگاه آن را بهتر درک خواهيم کرد. طبق اين عقيده، جهان همانند رايانه عظيم الجثه ای تصور می شود که بطور مداوم وضعيت های آتی خود را با پيروی از قواعدی فيزيکی محاسبه می کند. در درون چنين چهارچوبی همه چيز اطلاعاتی (دارای بار اطلاعاتی) محسوب می شود.

5- فرضيه کنش در بازنمون دانش: پايه و اساس جامعه نوين که بر همکاری و تبادل اسناد و دانش بنا شده، "فضاهای دانش" مجازی را خلق کرده که کاربران در اين فضا به تعامل می پردازند. جدای از اشاره به روش های گوناگون ارتباطات، فلسفه متمايل به تجزيه و تحليل جنبه هايي از کنش است که برخواسته از اين واقعيتند که آنها در نظامهايي بزرگ رخ می دهند، بمنظور توصيف و درک تبادل دانش در چنين نظامهايي بايد بدانيم که همکاری چيست و چگونه عمل می کند. مفهوم واقعی اطلاعات با تعريف فرهنگی آن در تضاد است، در تعريف فرهنگی بر زمينه اجتماعی کنش انسان، به منزله مولفه ای اصلی که درک ما از اطلاعات را شکل می دهد، تاکيد می شود.

6- فرضيه بازنمون دانش: بازنمون دانش و استدلال به دلايل مختلف به درکی فلسفی نياز دارد. جهت بازنمون دانش در يک رايانه، و بازنمون و استدلال ورای اطلاعاتی که دربردارنده نگرش های شناختی باشد،  به الگوهای مختلفی نيازمنديم. بعلاوه درک عميق صرفا استدلال قياسی نيست بلکه به استدلال هايي چون استدلال استقرايي، استدلال مستدل، استدلال تشابه، و استدلال بصری نيز که از طريق فلسفه و منطق فراهم می شود نياز است.

7- نظريه علم: در سی سال اخير آگاهی از مسائل اجتماعی بطور قابل ملاحظه ای افزايش يافته است. پديدار شناسی، هرمنوتيک و نظريه اجتماعی نقد، به اجزايي يکپارچه در گفتمان بدل شده اند.

+ نوشته شده در  87/07/10ساعت 0:49  توسط علی قدیمی  |